آغاز به کار زبان هندی خبرگزاری ابنا


حضور چهل میلیون پیرو اهل بیت (ع) در کشور پهناور هندوستان که در معرض تهاجم فرهنگی هزاران سایت خبری و اجتماعی در این کشور هستند ، مسوولان خبرگزاری ابنا را بر آن داشت تا با راه اندازی زبان هندی ، شیعیان هندی زبان در این کشور و سایر نقاط جهان را تحت پوشش اخبار مربوط به پیروان اهل بیت علیهم السلام قرار دهند.


آغاز به کار زبان هندی خبرگزاری ابنا

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ همزمان با سیزدهم رجب سالروز خجسته میلاد مولود کعبه و اولین امام مظلوم شیعیان مولی الموحدین امام علی بن ابی‏طالب ـ علیهما السلام ـ زبان هندی خبرگزاری ابنا به طور رسمی افتتاح شد.

زبان هندی شانزدهمین زبانی است که در خبرگزاری ابنا راه اندازی شده است.

بر اساس این گزارش حضور چهل میلیون پیرو اهل بیت (ع) در کشور پهناور هندوستان که در معرض تهاجم فرهنگی هزاران سایت خبری و اجتماعی در این کشور هستند، مسوولان خبرگزاری ابنا را بر آن داشت تا با راه اندازی زبان هندی ، شیعیان هندی زبان در این کشور و سایر نقاط جهان را تحت پوشش اخبار مربوط به پیروان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ قرار دهند.

سرویس زبان هندی خبرگزاری ابنا از این پس اخبار و تحولات مربوط به جهان اسلام و عالم تشیع ـ بویژه اخبار شیعیان شبه قاره هند ـ را در معرض دید هندی‏زبانان قرار خواهد داد.

گفتنی است طی دو سال گذشته زبان‏های مالایو، ترکی آذری، اندونزیایی و بنگلا در خبرگزاری ابنا راه اندازی شد و در کنار زبان‏های عربی، انگلیسی، اردو، روسی، آلمانی، چینی، ترکی استانبولی، اسپانیایی و فرانسوی قرار گرفتند.

«حجت الاسلام حسینی عارف» سردبیر خبرگزاری ابنا نیز در این رابطه گفت: "زبان سواحیلی ابنا نیز ان‏شاءالله تا یک ماه آینده راه‏اندازی خواهد شد. ضمن اینکه راه‏اندازی زبان‏های پرتغالی و هوسا نیز در صورت تأمین بودجه در برنامه آینده ابنا قرار دارد".

برای دیدن صفحه هندی ابنا روی آدرس زیر کلیک کنید :

http://www.abna.ir/index.asp?lang=16

حضرت زینب(س)؛ نمونه بی‌همتای شجاعت و درایت



خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: حضرت زینب(س) با وجود تألمات روحی و جسمی که بواسطه جنگ بر او چیره شده بود، چنان هوشمندانه، با درایت و شجاعت، همراه با کاروان اسرا در مقابل یزیدیان ظاهر و به افشاگری پرداخت که قیام عاشورا و رشادتهای شهیدان کربلا در همیشه تاریخ جاودانه شد.

حضرت زینب(س) بواسطه حضور در حادثه خونين و ماندگار کربلا و مشاهده آن واقعه عظیم از نزدیک، نقش مهم و ماندگاری در حفظ و حراست فلسفه قیام و حقایق آن بر عهده داشت و بخوبی نیز این وظیفه خطیر را به سرانجام رساند و در تاریخ اسلام ماندگار شد .

آن حضرت تحت تربیت پدری چون حضرت علی(ع) و مادری مانند حضرت فاطمه(س) قرار داشت و به شایستگی با وظایف خود آشنا شده، مراحل کمال و فضل را با درایت طی کرد.

سخنرانى‏هاى حضرت زینب(س) در کوفه و شام خاطره خطبه‏هاى پدرش امیرمؤمنان را در یادها زنده کرد. زینب کبرا یکى از محدثان و راویان حدیث است بطوری که در سنین‏ کودکى، در حالى که بیش از پنج یا شش سال از عمرش نمى‏گذشت خطبه مادرش حضرت زهرا (س)را با آن مضامین بسیار بلند و عالى شنید و بدرستی برای دیگران نقل می کرد.

امام حسین(ع) برای ماندگاری و گسترش هدف خویش، قیام کربلا در دو مرحله برنامه ریزی کرد، مرحله اول اصل قیام بود که بعهده مردان جنگی بود و مرحله دوم انتقال پیام واهداف قیام و شهادتها بود که به عهده بازماندگان قیام و بویژه حضرت زینب(س) گذاشته شد .

حضرت زینت(س) از دوران کودکی بواسطه تربیت خاص خود با این مسئولیت آشنا و برای آن آماده شده بود .

وی مقابله با سختی ها و برخورد هوش مندانه، همراه با درایت را آموخته بود تا بخوبی از پس مشکلات برآمده و با اتخاذ تدابیر ارزش مند، بهترین نتیجه را از شرایط برای اسلام و مسلمانان بگیرد.

پس از شهادت امام حسین (ع)رسالت سنگین حضرت زینب آغاز شد. این در شرایطی بود که آن حضرت سخت ترین روزهای زندگی خود را به لحاظ جسمی و روحی طی می کرد و در حالیکه تألمات بسیاری بابت شهادت نزدیک ترین خویشان خود داشت و سختی روزهای جنگ نیز او را رنجور ساخته بود، باید با هوش مندی، با جبار زمانه روبرو می شد و برخوردی از خود نشان می داد که به نحو احسن آن کینه توز را رسوا و اهداف و فلسفه قیام عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش را چنان به گوش مسلمانان برساند که در همیشه تاریخ ماندگار و جاودانه شود .

حضرت زینب (س)پس از شهادت امام‏حسین سه وظیفه و رسالت مهم بر عهده داشت:  پرستارى از امام سجاد(ع) و حمایت و دفاع از جان آن حضرت در برابر تعرضات و تهاجمات دشمن، حمایت و دفاع از زنان و کودکان اهل‏بیت و پیام‏رسانى خون شهدا و بیدارگرى و آگاهى‏بخشى به‏ مسلمانان.

اهل ‏بیت امام‏ حسین(ع) به سرپرستى زینب کبري(س) توانستند، به سرعت پرده از جنایات یزید و سرسپردگان وی برداشته و چهره خبیث آنان را به مردم کوفه و شام نشان دهند.

آنان در کوتاه ترین زمان ممکن نداى حق‏طلبى، ظلم ستیزى، پاسدارى از دین، مظلومیت و عدالت خواهى امام‏حسین را به شهرهاى بسیارى رساندند. به طورى که پس از مدتى کوتاه یزید دریافت که نه تنها از شهادت امام ‏حسین(ع) و اسارت اهل‏بیت او نتوانسته به اهداف مورد نظر خود برسد بلکه نزد مردم رسوا و منفور شده است .

در سالگرد وفات ام‏المصائب حضرت زينب (س)ـ 1 زبان حال زینب کبری (س)



حضرت زینب (س) از صبح تا عصر عاشورا، داغ پنج برادر، پنج برادرزاده، چهار پسرعمو و سه پسرش را مشاهده کرد و شهادت دهها تن دیگر از بستگان و یاران برادرش را دید ؛ و شاید اینها همه در برابر رنج اسیری و در به دری بسیار اندک بود ...

زبان حال زینب کبری (س)

قصه‏ی بی سر و سامانی من گوش کنید

دوستان ، غصه‏ی تنهایی من گوش کنید

گر چه این قصه ی پر غصه به گفتن نتوان

نه به گفتن نتوان ، بلکه شنفتن نتوان

دختر دخت نبی ، «امِ مصائب» نامم

کرده لبریز ز غم ، ساقیِ گردون جامم

صبر ، بی‏تاب شد از صبر و شکیباییِ من

ناتوان شد خِرَد از درک و توانایی من

باغبانم من و یک سر شده غارت باغم

چرخ بگذاشته بس داغ به روی داغم

نه که چون جد عزیزی چو پیمبر دادم

پدر و مادر و فرزند و برادر دادم

پیشِ من ، در پسِ در ، مادرِ من آزردند

ریسمان بسته به مسجد ، پدرم را بردند

من هم اِستاده و این منظره را می‏دیدم

مات و وحشت زده می دیدم و می‏لرزیدم

بود در سینه هنوز آتش داغ مادر

که فلک زهر دگر ریخت مرا سوخت جگر

دیدم آن تاج سرم را که دو تا گشته سرش

بسته خونِ سر او هاله به دورِ قمرش

بعد از آن بود دلم خوش که برادر دارم

به سرم سایه‏ی دو سرو صنوبر دارم

غافل از آنکه غم و دردِ من آغاز شده

به دلم تازه درِ غصه و غم باز شده

رفت از دست حسن گشت دلم خوش به حسین

شد مرا روح و روان ، قوت دل ، نور دو عین

بعد از آن ، واقعه ی کرب و بلا پیش آمد

راه جانبازیِ در راه خدا پیش آمد

روز طی گشت و نگویم که چه بر ما آمد

شب جانکاه و غم افزا و محن‏زا آمد

آن زمان کو که بگویم چه بدیدم آن شب

خارها بود که از پای کشیدم آن شب

چه بگویم چه شبی را به سحر آوردم

کوه غم شد دل و چون کوه به پای استادم

گزارش تصويري/ ماه گرفتگي

قم: خبرگزاري اهل بیت (ع) ـ ابنا : ساكنان سراسر سرزمين پهناور ايران، شامگاه چهارشنبه و بامداد پنجشنبه ـ 26 خرداد ـ همراه با نيمي از ساكنان زمين شاهد رخداد پديده زيباي ماه گرفتگي بودند.
تقريبا نيمي از ساكنان زمين در جنوب آمريكا، اروپا، آفريقا، استراليا و آسيا از جمله ايران شاهد اين پديده جذاب آ‌سماني بودند.
اين پديده زيباي نجومي از ساعت 22 و 53 دقيقه چهار‌شنبه 25 خرداد آغاز و در ساعت 23 و 53 دقيقه، سايه زمين تمام قرص ماه را ‌پوشاند و ماه‌گرفتگي كلي (گرفت كامل) نسبتا طولاني تا ساعت 1 و 33 دقيقه بامداد پنج‌شنبه 26 خرداد 1390 ادامه داشت

عكس: محمد حسين امامي



مراسم عمامه گذاري توسط آيت الله العظمي جوادي آملي در روز ميلاد امام علي(ع)

مسئولین از رفتارهای سیاسی امام علی‌(ع) درس بگیرند

 

  حجت­ الاسلام والمسلمین روح­ الله شریعتی با تاکید بر این که مسئولین باید از رفتارهای سیاسی امام علی‌(ع) درس بگیرند، گفت: اگر مسئولان به وظایف خود عمل کنند، ناهنجاری‌ها کاسته می‌شود. 

 

حجت­ الاسلام والمسلمین روح­ الله شریعتی، در گفتگو با مرکز خبر حوزه، با اشاره به رفتار سیاسی امام علی(ع)، اظهار داشت: رفتار سیاسی امیر المومنین(ع) را می­توان در دو برهه بررسی کرد. برهه اول 25 سال خانه­نشینی ایشان است که با مصلحت اندیشی برای حفظ دین پیامبر(ص) اقدامی برای گرفتن خلافت انجام ندادند و صبر پیشه کردند.

وی ادامه داد: حضرت علی‌(ع) در این 25 سال، تحملی برای حفظ نظام اسلامی به خرج دادند که قابل توصیف نیست. حضرت صبر کردند در حالی که استخوانی بر گلو و خاری در دست داشتند و این کار مهم را انجام دادند.

این استاد حوزه و دانشگاه به برهه دوم رفتار سیاسی امام علی(ع) پرداخت و خاطرنشان ساخت: برهه دوم رفتار سیاسی حضرت به زمان حکومت ایشان برمی­گردد که تقوای سیاسی ایشان زبانزد خاص و عام است.

* تعریف تقوای سیاسی

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در تعریف تقوای سیاسی گفت: تقوای سیاسی به معنای خود نگهداری از نواحی شرع در عرصه سیاست است که امام علی(ع) به بهترین شکل ممکن این مهم را انجام می­دادند و بر کارگزاران خود نیز توصیه می­ کردند که آن را انجام دهند.

حجت­ الاسلام والمسلمین شریعتی اذعان داشت: تساوی امام و مردم در اجرای قانون، حقوق متقابل حاکم و مردم، برخورد مناسب با مخالفین، عدالت و انصاف، عفو در مقابل انتقام و شفافیت ­سازی از جمله رفتارهای سیاسی امام علی(ع) بود که مسئولین باید به این امر توجه داشته باشند و آن را سرلوحه کارهای خود قرار دهند.

* دفاع از اسلام با تمام وجود

وی با اشاره به یکی از کارهای مهم حضرت علی(ع) در حکومت­داری، تصریح کرد: امام علی(ع) همیشه فرزندان خود را در بحران­های اجتماعی جامعه شرکت می­دادند و اگر جنگی برای دفاع از اسلام رخ می­داد در درجه اول خودشان شرکت می­کردند و ثانیا فرزندان ایشان هم در صف جنگجویان قرار می­گرفتند؛ آن حضرت فرقی بین مردم و نزدیکان خود نمی­ گذاشتند.

این استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به این­که مسئولین ما نیز باید همانند مولایشان علی(ع) شفاف­ سازی کنند، اظهار داشت: شفاف­ سازی از نکات برجسته حکومت امیرالمؤمنین بوده است؛ به طوری که هیچ­گاه غافل از مسائل اجتماعی نبودند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، با بیان این­که مسئولین باید از رفتارهای سیاسی امام علی(ع) درس بگیرند، خاطرنشان ساخت: تواضع آن حضرت نسبت به مردم، از دیگر ارکان حکومت ایشان بوده است. این امام همام اعتقاد داشتند که کارگزاران حکومتی باید نسبت به مردم تواضع داشته باشند و خود را خادم مردم بدانند.

حجت­ الاسلام والمسلمین شریعتی، بهره­ مندی بی­رویه نزدیکان مسئولین از بیت­المال را به شدت مورد انتقاد قرار داد و اذعان داشت: یکی از نکات مثبت حکومت امام علی (ع) عدالت ایشان بود که همیشه در جامعه گسترده بود؛ به طوری که آن حضرت این حاکمیت را برای خود مقامی نمی­ دانستند و فقط به فکر مردم و به ویژه مظلومین جامعه بودند.

*اصلاح مدیران، ناهنجاری­ های را کاهش می­ دهد

وی در پاسخ به این سوال که ناهنجاری­های امروز جامعه را به چه نحو می­توان با منش امام علی(ع) معالجه کرد، گفت: مهم­ترین اصل در این زمینه، اصلاح مدیران و کارگزاران جامعه است. مسئولین امر اگر وظایف خود را به خوبی انجام دهند، از ناهنجاری­ها کاسته می­ شود و جامعه به سوی سعادت حرکت می­کند.

*همه بر عملکرد مسئولین نظارت کنند

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این­که از دیگر عوامل کاهش ناهنجاری ها، نظارت بر عملکرد مسئولین است، تصریح کرد: حضرت علی(ع) ناظرین زیادی را به صورت پنهانی به میان کارگزاران خود می­ فرستادند تا از وضع آنها مطلع باشند و خطایی از سوی آنان سر نزند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی اظهار داشت: رسانه‌ها و مطبوعات مسئولین را زیر نظر بگیرند و نیروهای خدوم جامعه را تشویق کنند و برای صفات عالیه مسئولین اهمیت قائل باشند؛ زیرا این کارها موجب می­شود مسئولینی خدوم و پاک داشته باشیم.

* چاپلوسی و دورویی در بین مسئولین!

این محقق حوزوی خاطرنشان ساخت: متأسفانه امروز چاپلوسی، دورویی و نفاق در بین مسئولین به وفور یافت می­شود و این از نکاتی بود که حضرت علی‌(ع) همیشه آن را مذمت می‌کردند.

*تبعیت از ولی فقیه جامعه را سعادتمند می­ کند

حجت­ الاسلام والمسلمین شریعتی در پایان به بحث تبعیت از ولی فقیه پرداخت و گفت: تبعیت از ولی فقیه به عنوان فقیه جامع­ الشرائط و نائب امام زمان(عج)، امری مهم و لازم است باید مسئولین بر آن پایبند باشند؛ زیرا اطاعت از ولایت فقیه جامعه را به سمت سعادت هدایت می‌کند و توطئه ها را خنثی می‌سازد.

به مناسبت سالروز ميلاد مولود كعبه حضرت امام علي(ع)

 

به مناسبت سالروز ميلاد مسعود امير المومنين حضرت امام علي(ع)

راز سالم ماندن اجساد مؤمنين در قبر





تقوا بر تن و جسم انسان به طور فيزيكي اثر مي‌گذارد، پاكي روح و تقوا به جسم انسان خاصيتي مي‌دهد كه يكي از اثرات مهم آن نپوسيدن جسم بعد از مرگ است.
اشاره:
انتشار خبر سالم ماندن پيكر مطهر آيت الله سيد كاظم حسيني قزويني پس از 17 سال بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌ها و سايت‌هاي خبري داشت.
پيكر مرحوم آيت الله سيد كاظم حسيني قزويني كه بنا به وصيت آن فقيد سعيد مي‌بايست در كربلا دفن مي‌شد، با توجه به حاكميت رژيم منحوس صدام، امكان انتقال به كربلا را نداشت، لذا به رسم امانت در قم به خاك سپرده شد و اخيراً كه زمينه انتقال ايشان به كربلا فراهم شده بود، پس از مشورت با فقهاي بزرگوار، قبر اين عالم رباني را نبش نمودند كه در حين برداشتن سنگ‌هاي لحد، متوجه پيكر مطهر و دست نخورده ايشان شدند.
انتشار اين خبر، فضاي عمومي رسانه‌ها و جامعه را در بهت و حيرت برد و معنويت خاصي بر فضاي مطبوعاتي و نيز اقشار مختلفي كه اين خبر را شنيده يا خوانده بودند حاكم نمود.
اينك كه پيكر آن عالم رباني در جوار بارگاه ملكوتي حضرت سيد الشهدا‌(ع) آرام گرفته است؛ ضمن طلب مغفرت براي روح پاك مرحوم آيت اله قزويني و حشر با اجداد طاهرينش، راز ماندگاري پيكر انسان‌هاي خداباور در قبر را با ذكر نمونه‌هاي ديگر به نقل از سايت حوزه تقديم مي‌كنيم.
تقوا بر تن و جسم انسان به طور فيزيكي اثر مي‌گذارد، پاكي روح و تقوا به جسم انسان خاصيتي مي‌دهد كه يكي از اثرات مهم آن نپوسيدن جسم بعد از مرگ است.
سالم‌ماندن و نپوسيدن بدن، نوعي كرامت الهي است كه خداوند به بندگان خوب خود عنايت مي‌كند و عملاً نشان مي‌دهد تقوا در عالم برزخ نيز تأثيرگذار است و اين نشانه‌ تحقق معاد و حقانيت عقايد ديني است و از خواص تقوا، تازه‌ماندن جسم است.
بدن افرادي چون فرعون به وسيله مواد شيميايي و موميايي كردن و تخليه بخش‌هاي داخلي بدن آن‌ها براي جلوگيري از پوسيدگي صورت مي‌گيرد؛ اما افراد پاك و با تقوا به طور طبيعي و با اين كه در معرض عوامل فاسد كننده و تجزيه كننده جسم هستند، سالم مي‌مانند و نمي‌پوسند و تفاوت اين دو از زمين تا آسمان است.
يكي از اين نمونه‌هاي سالم‌ماندن جسد، پيكر آيت‌اله مجتهدي مجاب است كه بعد از سي سال، وقتي به خاطر دفن پسرش در همان مرقد، قبر را شكافتند، متوجه شدند جسم آن عالم الهي سالم و دست‌نخورده است و همچنين فردي به نام احمد كه اشعار فضايل اميرالمؤمنين(ع) را مي‌خواند و بعد از مرگ در يكي از روستاهاي خوانسار دفن شده بود، ‌بعد از گذشت 20 سال از درگذشت او به واسطه تعريض جاده‌ كنار گورستان، متوجه سالم‌بودن جسم او مي‌شوند.
علاوه بر تقوا،‌در منابع ديني استمرار غسل جمعه و مقيد بودن بر آن از عوامل سالم ماندن جسم در قبر شمرده شده است.
مرحوم آيت‌اله حسيني تهراني در كتاب معادشناسي بحث مفصلي در اين خصوص و نحوه ارتباط روح و بدن بيان نموده و نپوسيدن بدن‌هاي مطهر پيامبران و ائمه طاهرين را مدعايي بر اين امر بيان كرده است.
‌سالم‌ماندن جسد بعد از يازده‌قرن
مرحوم آيت‌الله حاج آقا حسين مجتهدي كه در زمان ناصرالدين شاه قاجار مي‌زيسته است، مي‌نويسد: هنگام فرش كردن حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) با سنگ‌هاي مرمر، در قسمت پايين‌ پاي حضرت روزنه‌اي به سرداب باز شد، و دو نفر از زنان صالحه، براي بررسي وضع داخل سرداب وارد آن شدند و در آنجا، سه پيكر مطهر تروتازه را ديدند كه گويي، همان روز، از دنيا رفته‌اند. اين سه نفر يكي بانوي ارجمند حضرت ميمونه‌(س) دختر موسي‌مبرقع و آن دو نفر، كنيزهايي به نامه‌هاي ام‌اسحاق و ام‌حبيب بوده‌اند.
سالم ماندن بدن مرحوم شيخ صدوق(ره)
آرامگاه شيخ صدوق در طول ساليان بسيار و قرن‌هاي متوالي، ويران شده بود، مامقاني در كتاب تنقيح المقال مي‌نويسد: وقتي به دليل سيل و طوفان، سردابي كه مرحوم شيخ صدوق در آن مدفون بودند، ويران شد، بسياري از بزرگان كه از جمله آن‌ها پدر بزرگوار آيت‌اله‌العظمي مرعشي‌نجفي بود، جسدي را ديدند كه تمام اعضاي بدنش سالم و تازه به نظر مي‌رسيد، و با صورتي نيكو آرميده بود، بعد از تحقيق و تفحص كتيبه‌اي يافتند كه بر روي آن نوشته شده بود "هذا المرقد العالم الكامل المحدث، ثقة‌المحدثين صدوق‌الطائفه، ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بن موسي‌ابن جعفر بن بابويه قمي ".
مرحوم آيت‌اله‌العظمي مرعشي‌نجفي‌ از پدرشان نقل مي‌كردند كه: من دست آن بزرگوار را بوسيدم و تقريبا بعد از نهصدسال دست ايشان بسيار نرم و لطيف بود.
پيكر سالم نوه دختري ملاصدرا
هنگامي كه از سوي خيابان انقلاب (چهارمردان) قم به سوي حرم حضرت معصومه (س) مي‌‌رويد، روبروي درب ورودي پاساژ كويتي‌ها، سنگ قبري برآمده در ميان پياده‌رو، خودنمايي مي‌كند، اين مرقد كسي نيست جز علامه حكيم متكلم و محدث فقيه ميرزا حسن لاهيجي، پسر حكيم عبدالرزاق لاهيجي كه مادرش دختر صدرالمتالهين مي‌باشد.
يافت شدن اين پيكر سالم، به زماني مربوط مي‌شود كه براي احداث ‌خيابان مزبور به جسد سالمي برخورد مي‌كنند، با مراجعه به علماي قم، آيت‌اله‌العظمي مرعشي‌نجفي‌ نسبت ايشان را تاييد مي‌كنند،‌ اما جاي تأسف است در طول روز هزاران نفر از كنار اين مرقد عبور مي‌كنند، بدون اين‌كه آن را بشناسند.
ميرزاحسن (كاشفي) لاهيجي، از حكما و محدثين بنام شيعه است كه داراي تأليفات گران‌سنگي چون‌ شرح صحيفه سجاديه، شمع يقين، اصول خمسه، سرّ مخزون يا اثبات الرجعه، حاشيه بر شوارق الافهام، رسالة في الغيبه، هديةالمسافر و... مي‌باشد.
اين عالم رباني در سال 1121 در قم وفات يافت. البته نام اصلي وي ميرزا حسن لاهيجي است و اشتهار او به كاشفي معلوم نيست.
مرحوم علامه قطب الدين راوندي
مرحوم سعيدبن هبة‌الله رواندي معروف به قطب راوندي در سال 573ه‌ق وفات نمودند و در حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) به خاك سپرده شدند، بعد از 8 قرن هنگامي‌كه جهت تعمير حرم مطهر، در بخشي از صحن مطهر حضرت معصومه‌(س) با پيكر سالم و سيماي نوراني آيت‌اله قطب راوندي برخورد كردند، حضرت آيت‌الله مرعشي‌نجفي سنگ قبر بلندي بر فراز قبر او نهادند.
اينك آيت‌الله سيد محمد كاظم قزويني
در اخبار آمده بود كه 21 ارديبهشت سال جاري پيكر آيت‌الله سيد محمد كاظم قزويني بعد از 17 سال سالم از خاك بيرون آورده شد، او وصيت كرده بود كه او را در كربلا به خاك بسپارند و بعد از 17 سال جهت انتقال جسد به كربلا، متوجه شدند كه پيكر ايشان سالم است.
آيت‌اله سيد محمد كاظم قزويني داماد مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيد ميرزا مهدي شيرازي از مراجع تقليد پيشين در نجف بودند.
  ----------------------------------------------------
منبع:سايت الف

به مناسبت آغاز بيست و سومين سال رهبرى حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‏اى (ادام الله ظله العالى)


خبرگزاري فارس : تحليل‏هاى دشمنان بر اين بود كه پايان عمر امام خمينى، پايان كار انقلاب اسلامى را نيز رقم خواهد زد. آسوشيتدپرس بلافاصله پس از رحلت امام خمينى اعلام كرد: "با رفتن (امام) خمينى، انقلاب اسلامى به پايان رسيد. " اما ديري نپاييد كه دشمن فهميد خامنه اي، خميني ديگري است.

يكى از دغدغه‏هاى رهبران هر انقلابى، عصر پس از بنيانگذار آن است. دشمنان هر انقلاب براى نابودى آن، معمولاً دوران گذار از معمار اصلى انقلاب را نشانه مى‏روند. رحلت امام خمينى(ره) بنيانگذار نظام جمهورى اسلامى در چهاردهم خرداد سال 68 در شرايطى بسيار حساس اتفاق افتاد. تحليل‏هاى دشمنان بر اين بود كه پايان عمر امام خمينى، پايان كار انقلاب اسلامى را نيز رقم خواهد زد. آسوشيتدپرس بلافاصله پس از رحلت امام خمينى اعلام كرد: "با رفتن (امام) خمينى، انقلاب اسلامى به پايان رسيد. "
اما تدبير دورانديشانه امام خمينى(ره) براى احياى نظريه ولايت فقيه و تثبيت آن در قانون اساسى جمهورى‏اسلامى، بر فرضيات دشمنان خط بطلان كشيد. ساعاتى پس از رحلت امام خمينى، على‏رغم فقدان جانسوز اين رهبر فرزانه، مجلس خبرگان در حركتى مدبرانه و به هنگام، آيت الله خامنه‏اى را به عنوان رهبر جديد جمهورى اسلامى معرفى كرد. حضور ميليونى مردم ايران در مراسم تشييع پيكر مطهر امام خمينى(ره) و حمايت بى دريغ آنها از انتخاب مقام معظم رهبرى، با طرح شعارهايى مانند: "اطاعت از خامنه‏اى، اطاعت از امام است "، مهر تائيدى بر انتخاب بجا و شايسته مجلس خبرگان رهبرى بود.
در نظام جمهورى اسلامى، نقش رهبرى، كليدى و بنيادين است. او فردى آگاه به دين، زمان شناس، قاطع و با تقوا است كه سياستهاى كلان نظام را براساس رهنمودهاى اسلام تعيين مى‏كند. به تعبير حضرت آيت الله خامنه‏اى: "رهبرى يعنى آن نقطه‏اى كه مشكلات لاينحل دولت به دست او حل مى‏شود. او حقيقت را براى مردم روشن و توطئه‏هاى دشمن را بر ملا مى‏كند، به مردم اميد مى‏دهد و از تماميت انقلاب در مقابل توطئه‏گران دفاع مى‏كند. "
آيت الله خامنه‏اى در حوزه‏هاى علميه و دوران سخت مبارزه، به بالندگى رسيد و به عنوان نويسنده‏اى متبحر و خطيبى توانا و مجاهدى نستوه از آن پايگاه برخاست و از آغاز نهضت اسلامى، يار و پيرو راستين امام خمينى بود و در رشته‏هاى مختلف علمى به ويژه اسلام شناسى، فقه و تاريخ اسلام صاحب‏نظر شد. چنانكه امام راحل درباره ايشان فرمود: "جنابعالى را يكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى مى‏شناسم كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستيد و از مبانى فقهى مربوط به ولايت فقيه جداً جانبدارى مى‏كنيد. در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى هستيد كه چون خورشيد روشنى مى‏دهيد ".
يك بررسى كوتاه از مديريت مقام معظم رهبرى، نشان مى‏دهد كه در طول بيست و سه سال گذشته، سكاندار كشتى انقلاب اسلامى، على‏رغم توفانهاى تند سياسى در منطقه و جهان، انقلاب را به سلامت به ساحل نجات رهنمون كرده است. اكنون هوشيارى، توانمندى و درايت رهبر معظم انقلاب در استمرار راه امام خمينى و ارتقاى جايگاه جمهورى اسلامى ايران در جهان بر كسى پوشيده نيست و دشمنان نظام از اين همه درايت و هوشمندى، انگشت حيرت به دهان گرفته‏اند.
ارزيابى هنر مديريتى رهبر معظم انقلاب در طول سال‏هاى گذشته كه انقلاب اسلامى را به سلامت از دل توفان‏ها عبور داد، اگر چه در ده‏ها كتاب هم نمى‏گنجد اما در عين حال موضوع مهمى است كه نمى‏توان از كنار آن به سادگى گذشت. آنهايى كه از نزديك دستى بر تاريخ دارند، از يك بيمارى شايع به نام حجاب معاصرت در ميان راويان و تحليل‏گران تاريخ سخن مى‏گويند. چه بسيار تاريخ‏دانان و تاريخ‏نويسانى كه درپرده و حجاب معاصرت، از ضبط و تحليل مهم‏ترين وقايع تاريخى هم‏عصر خود غفلت ورزيده‏اند اما رنج‏ها و مشقت‏هاى طاقت‏فرسايى را براى ضبط و روايت برهه‏هايى دور از يك دوره تاريخى متحمل شده‏اند كه از ارزش و اعتبار چندانى برخوردار نبوده است. اين بيمارى، در عصر حاضر به تجربه در آمده و نه تنها گريبان اهل تاريخ، كه اهل سياست، فرهنگ، هنر، دانشگاهها، حوزه‏هاى علميه، عالمان دينى، رجال مذهبى و اصحاب رسانه را نيز در برگرفته است.
اين روزها در حالى بيست و سومين سال انتخاب حضرت آيت الله خامنه‏اى را به عنوان رهبر و سكاندار نظام اسلامى فرا روى داريم كه در كمتر برگه تقويم و يا رسانه و مطبوعه‏اى، از اين انتخاب هوشمندانه و سرنوشت‏ساز نام و يادى به ميان مى‏آيد.
شايد از آن روست كه اهل شعر و ادب و غزل مى‏گويند هر چه ذوق هنرى است در توصيف و استعاره و كنايه و تشبيهى است كه از هلال و بدر و محاق و مهتاب و گيسوى شب و كمان ابروست و كمتر سخن از خورشيد و آفتابى به ميان رفته كه جهان در پرتو نور آن تجلى يافته است.
به جهت تقريب به ذهن و نه مشابهت، علماى فلسفه و عرفان، تعبيرى در توصيف واجب الوجود دارند كه مى‏گويند "هو مستور لشده ظهوره و هو مخفى لشده وجوده " يعنى ظهور و وجود بارى‏تعالى آن قدر آشكار و محسوس است كه از شدت ظهور، از ديدگان مخفى مانده است. به راستى چرا در اين سال‏ها كه از ريز و درشت حوادث گفته‏ايم، از تهديدات بنيان برافكن سخن رانده‏ايم و فراز و نشيب‏هاى انقلاب را به روايت و تحليل نشسته‏ايم و بر عبور از اين توفان‏ها و تلاطم‏ها باليده و افتخار كرده‏ايم، كمتر از تدبير و هوشيارى و رهبرى داهيانه سكاندار نظام اسلامى در دهه دوم و سوم انقلاب سخن به ميان آورده‏ايم، تهديداتى كه اگر تنوع و حجم آن بيشتر از دهه اول انقلاب نباشد، لااقل همسان و همسنگ آن است، اگر چه معتقديم از رهبرى امام راحل و معمار اين انقلاب الهى نيز به مشتى از خروار بسنده كرده‏ايم.
خورشيد در آينه خورشيد
امام، بخشى از اين بار مسؤوليت را در زمان حيات خويش بر دوش كشيد و با تعابيرى بلند و رسا در توصيف فرزند رعنا و برنايش فرمود: يكى از بازوهاى پرتوان جمهورى اسلامى... برادرى آشنا به مسايل فقهى و متعهد به آن... از جمله افراد نادرى كه چون خورشيد روشنى مى‏بخشد.... متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام... عالم به دين و سياست... كسى كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين طنين‏انداز است... سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى در محراب، خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنماى دلسوز در صحنه انقلاب... در حكم آيه شريفه اشداء على الكفار و رحماء بينهم... من آقاى خامنه‏اى را بزرگ كردم... ايشان سرمايه انقلاب هستند... ايشان از اجتهادى كه لازمه ولايت فقيه مى‏باشد، برخوردارند... ايشان الحق شايسته رهبرى‏اند، با بودن آقاى خامنه‏اى شما خلاء رهبرى نداريد و... و چنين بود كه سكاندار هدايت انقلاب، در اولين سخنرانى خود در ميان مردمى كه دست بيعت به سوى ايشان دراز كرده بودند، فرمود: ما با خدا پيمان بسته‏ايم راه امام خمينى را كه راه اسلام و قرآن و راه عزت مسلمين است دنبال كنيم و از هيچ‏يك از آرمان‏هايى كه به وسيله امام ترسيم شده، چشم‏پوشى نخواهيم كرد.
آرمان‏هايى چون پيگيرى سياست نه شرقى و نه غربى، حمايت از مستضعفان و محرومان، وحدت و همبستگى دنياى اسلام، وفادارى به اصل ولايت فقيه، استقلال و خودكفايى كشور، حركت به سمت استعدادهاى جوشان داخلى و ساختن جوانان و اصلى شمردن مسأله فلسطين.
عوامل مؤثر در سرعت عمل خبرگان‏
سرعت عمل مجلس خبرگان رهبرى در دوره اول در انتصاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‏اى به مقام منيع ولايت و زعامت و رهبرى انقلاب اسلامى يك حادثه فوق‏العاده مهم تاريخى بود. اين اقدام كه هر چه زمان از آن مى‏گذرد بر ارزش‏هاى آن افزوده مى‏گردد، حقيقتى را به اثبات رساند كه امروز در محضر قضاوت تاريخ واقع گرديده و امروز كه در آستانه بيست و سومين سال آن قرار گرفته‏ايم، نمى‏توانيم آن را در ظرفيت اين مختصر بگنجانيم.
در واقع سه عامل مهم منجر به سرعت عمل مجلس خبرگان در انتخاب رهبر در يك شرايط حساس براى اقدام به يك انتخاب صحيح شد كه اين سه عامل هرگز جدا از هم نبوده‏اند، بلكه مانند يك مثلث، سه ضلعى يكپارچه‏اى را تشكيل داده‏اند كه كاملاً مكمل يكديگرند كه به اختصار به هر يك از اين عوامل دخيل ذيلاً اشاره مى‏گردد.
اولين اصل كه در اين موضوع دخالت داشت، وجود نفوذ معنوى امام راحل بود. همه رجال سياسى، مذهبى و نخبگان جامعه اعم از علما و فضلا و اهل تقوا بلاشك تحت تأثير عظمت و قدرت نفوذ معنوى او قرار داشتند، او بر دل‏ها حاكم بود، او دستاورد سال‏ها مبارزه بود، همه از دل و جان با او هم‏پيمان شدند تا رهنمودها و فرامين او را عملياتى كنند كه فرموده بود: "من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مى‏كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. "
پيام‏هاى اين‏چنينى در روح اعضاى خبرگان رهبرى دميده شده بود و به عزم و اراده و تحرك آنها قدرت بخشيده و سبب شده بود به تعهدات انقلابى، اسلامى، دينى خود به خوبى عمل كنند. از طرفى بايد مردم را در غم و اندوه از دست دادن امام و مقتداى‏شان تسلاى خاطر مى‏دادند تا راه، هدف و مقصد او را فراموش نكنند، چرا كه فرموده بود: "بايد آماده و مهيا باشيم، روزهاى حساس و تعيين‏كننده‏اى در پيش رو داريم و انقلاب اسلامى هنوز سال‏ها و ماه‏هاى تعيين‏كننده ديگر در پيش خواهد داشت كه واجب است پيشكسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه‏ها حاضر و آماده باشند... " همين روح و اراده معنوى كه بر مجلس خبرگان حاكم بود، برگرفته از معنويت و بركات وجودى امام راحل بود كه در تصميم خبرگان مردم در انتصاب بهترين جانشين مؤثر واقع گرديد.
دومين اصل مؤثر در اين تصميم، اعضاى مجلس خبرگان بودند؛ كسانى كه از متن جامعه و توسط مردم براى چنين امرى گزينش شده بودند تا از ادامه راه ترسيم‏شده امام، تخطى صورت نپذيرد. اعضاى مجلس خبرگان با خداى خويش و ملت و امام امت پيمان بسته بودند كسى را جايگزين امام خمينى(ره) كنند كه همانند او باشد و در عمل از سلامت نفس، صلابت، شجاعت، رحمت، رأفت، درايت، سياست، دقت و بصيرت خمينى‏گونه برخوردار باشد.
مجلس خبرگان كه در يك دوره شش ساله در دوران امام راحل آزمون‏ها و خطاها را تجربه كرده بود، رهنمودهاى هشداردهنده سال 62 را آويزه گوش خود كرده بودند، پس بايد كسى انتخاب مى‏شد كه "بازوى توانمند جمهورى اسلامى "، "آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن " و "حامى مبانى فقهى مربوط به ولايت مطلقه فقيه " باشد. يعنى كسى را كه امام درباره‏اش فرموده بود: "در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستيد كه چون خورشيد روشنى مى‏دهيد. " لذا خبرگان به مباحث جلسه صبح خبرگان كه بحث شورايى بودن رهبرى مطرح شده بود، تمايل نشان نداد، اما همين كه سخن از فرد پيش آمد، يكى از نمايندگان از رئيس و نايب رئيس سؤال كرد كه "چرا نظر امام را نقل نمى‏كنيد؟ " با اين جمله، چشم‏ها به نايب رئيس مجلس (هاشمى رفسنجانى) دوخته مى‏شود و همه از او مى‏خواهند كه نظر امام راحل را بيان كند. او از راز سر به مهرى پرده برداشت و چنين گفت: "در چند مورد حضرت امام در جلسات خصوصى "آقاى خامنه‏اى " را به عنوان رهبر آينده كشور معرفى نمودند. " با ذكر اين جمله صلوات مجتهدان عالى‏رتبه، صحن مجلس خبرگان را به لرزه در مى‏آورد و آيت الله العظمى خامنه‏اى به پشت تريبون مى‏روند و از نمايندگان مى‏خواهند كه شخص ديگرى را به رهبرى برگزينند. ولى نمايندگان با صلوات پى‏درپى رهبرى ايشان را مورد تأييد قرار مى‏دهند.
سومين ضلع اين مثلث يكپارچه، شخص حضرت آيت الله العظمى خامنه‏اى بود كه از ويژگى‏ها و خصوصيات ممتازى برخوردار بود، به دليل اين‏كه، معظم‏له سال‏ها درس‏آموخته امام و در سال‏هاى مبارزه بسيار خوش‏نام بود و پس از پيروزى انقلاب نيز حكم مسؤوليت‏هاى متعددى چون؛ نماينده امام در شوراى انقلاب، نماينده امام در ارتش و سپس شوراى عالى دفاع، امام جمعه تهران، نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، نماينده مردم در مجلس خبرگان رهبرى، رئيس شوراى انقلاب فرهنگى و هشت سال رياست جمهورى را عهده‏دار بود و طبق قانون اساسى پس از امام، دومين شخصيت انقلاب و نظام شناخته مى‏شد. بالاتر از آن، شخصيت او داراى ابعاد فرهنگى، علمى، فقهى، سياسى، هنرى، عبادى، اقتصادى، اجتماعى، اعتقادى، قرآنى و معنوى بود و البته شخصيت معنوى ايشان بر موارد ديگر غلبه داشت.
چالش‏هاى پس از رهبرى‏
جابه‏جايى‏ها در حوزه قدرت، همواره با مشكلات عديده‏اى در نظام‏هاى سياسى رايج همراه بوده است، اما با ژرف‏نگرى‏هاى امام امت(ره) و درايت و اقتدار رهبر معظم انقلاب و حضور ميليونى مردم در مراسم تشييع بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، اين انتقال قدرت در نظام اسلامى با كم‏ترين هزينه انجام شد.
مديريت بحران‏
حضرت آيت الله خامنه‏اى در حالى توسط خبرگان اين ملت براى رهبرى نظام اسلامى برگزيده شد، كه كشور آبستن حوادث و مشكلات بسيار بود.
رحلت امام يك شوك سهمگين به دولت و ملت ايران وارد ساخته بود و دشمنان و بدخواهان نظام، چنگ و دندان‏ها سائيده و نشان مى‏دادند. تأسيسات زيربنايى كشور همچون آب، برق، گاز، مخابرات، راهها، فرودگاهها، خطوط راه آهن، پالايشگاهها و صنايع مادر، در دوران جنگ تحميلى خسارات فراوان ديده بودند، ذخاير ارزى كشور به پائين‏ترين ميزان خود رسيده بود و تأمين نيازهاى اساسى و اوليه مردم، تبديل به يك دغدغه جدى شده بود.
تنظيم سياست‏ها و اولويت‏هاى بازسازى كشور با عنوان برنامه اول توسعه اقتصادى كشور از چالش‏هاى نفس‏گيرى بود كه در اولين سال رهبرى ايشان اتفاق افتاد.
يكى از مهم‏ترين ويژگى‏هاى مقام معظم رهبرى به اعتراف دوست و دشمن، مديريت عالى و خلاقانه ايشان در شرايط حساس و بحرانى است. اداره يك جامعه در شرايط عادى، شايد كار دشوارى نباشد خصوصاً براى مديران و رهبرانى كه از تجربه لازم براى اداره جامعه برخوردار باشند، اما توانمندى يك مدير و يك سكاندار كشتى در شرايطى ظاهر شود كه در لحظات بحرانى و در ميان توفان حوادث، كيان نظام را به سلامت به ساحل مقصود برساند.
جنگ اول خليج فارس و حمله صدام به كويت، يكى از اين عقبه‏هاى سخت و سرنوشت ساز بود كه با تدبير و هوشمندى رهبر معظم انقلاب، از آن به سلامت عبور كرديم. در جريان تجاوز صدام به كويت و ورود نيروهاى غربى به خليج فارس و آغاز درگيرى‏ها، گروههايى كه خود را اهل تحليل و صاحب فهم و درك عميق مى‏دانستند، با مشاهده شليك چند موشك اسكاد به اسرائيل، از صدام به عنوان خالدبن وليد دوران ياد كردند و خواستار گشايش جبهه‏اى نظامى به نفع صدام در منطقه شدند اما با هوشيارى و تدبير رهبرى كه جنگ صدام و آمريكا را جنگ باطل با باطل ناميدند، انقلاب از دام درگيرى با دنياى غرب آن هم در جبهه حمايت از صدام (!) به سلامت عبور كرد تا هوشمندى و درايت ايشان به رخ مدعيان كشيده شود.
عبور از دوران فتنه‏
دوران به قدرت رسيدن طيفى از تجديدنظرطلبان در دوره موسوم به توسعه سياسى را بايد جزو تلخ‏ترين و سخت‏ترين دوران حيات انقلاب اسلامى به شمار آورد. دورانى كه شاهد بروز و ظهور فتنه‏هايى چون قتل‏هاى زنجيره‏اى، شبه كودتاى 18 تير، يكه‏تازى مطبوعات زنجيره‏اى و فضاى به شدت ملتهب سياسى كشور بوديم.
شكل‏گيرى مطبوعات زنجيره‏اى كه در جهت اجراى پروژه‏هايى چون نافرمانى مدنى، استحاله از درون، ديپلماسى مسير، براندازى خاموش، پروژه خندق، تعادل ويرانگر، مقاومت مدنى، مشروعيت دوگانه، فشار از پائين و چانه زنى در بالا، عبور از خاتمى و... تدارك ديده شده بود، با شجاعت و ميدان‏دارى رهبرى به تسخير نيروهاى نظام درآمدند تا يكى از مستحكم‏ترين و مؤثرترين پايگاههاى دشمن كه عبدالله بن ابى‏ها در آن موضع گرفته و فروپاشى نظام اسلامى را نشانه گرفته بودند، دچار اضمحلال و فروپاشى گردد. برخورد هوشمندانه رهبر معظم انقلاب با پروژه‏هايى چون فشار از پايين و چانه زنى در بالا و يا پروژه فروپاشى از درون، گواهى ديگر بر برخورد امام‏گونه ايشان با مخاطرات پيش روى انقلاب است. معظم له در پاسخ به مدعيان پروژه فشار با صراحت اعلام كردند: اگر فشار بياوريد، حادثه كربلا تكرار خواهد شد نه صلح امام حسن(ع)؛ و در پاسخ به سردمداران پروژه فشار و استحاله از درون فرمودند: اصلاحات در ذات و هويت انقلاب است در حالى كه برخى به دنبال نقش‏آفرينى هم‏زمان يلتسينى و گورباچفى هستند. اينها اشتباه اولشان اين است كه آقاى خاتمى، گورباچف نيست. اشتباه دومشان اين است كه اسلام، كمونيسم نيست. اشتباه سومشان اين است كه نظام مردمى جمهورى اسلامى، نظام ديكتاتورى پرولتاريا نيست. اشتباه چهارمشان اين است كه ايران يك‏پارچه، شوروى متشكل از سرزمين‏هاى به هم سنجاق‏شده، نيست و اشتباه پنجم‏شان هم اين است كه نقش بى‏بديل رهبرى در ايران شوخى نيست.
نمى از يم‏
صيانت از آراى مردم و حفاظت از حقوق و آزادى‏هاى مشروع آنان در برابر خودمحورى‏ها و خودكامى‏هاى گروههاى سياسى و دفاع از اقليت در برابر سلطه‏گرى اكثريت، از ديگر هنرهاى بى‏بديل رهبرى است كه مانع تمركز قدرت در يك شخص يا نهاد يا جريان خاص سياسى شده است، حادثه‏اى كه بنيان آن در برهه‏هايى از تاريخ انقلاب توسط حزب كارگزاران و سپس حزب مشاركت پيچيده شد، اما با انگشت اشاره رهبرى در هم پيچيد.
ارائه تعاريف جديدى از دموكراسى، مردمسالارى، حقوق بشر، جامعه مدنى و...، كه در سايه هوشمندى رهبر معظم انقلاب به دست آمده است، هجمه نظرى و ايدئولوژيك شيفتگان نظام ليبرال دموكراسى را به يك فرصت تازه براى نظام اسلامى تبديل كرد تا از بطن آن مفاهيم بلندى چون مردمسالارى دينى، جامعه مدنى نبوى و اصولگرايى اصلاح‏طلبانه، در خدمت تحكيم مبانى انقلاب اسلامى خلق شود.
تسلط و احاطه بى‏نظير معظم له بر امورى همچون مسايل نظامى، تهديدات دشمنان، تهاجم فرهنگى، ناتوى فرهنگى، نيازهاى نسل جوان، مطالبات و نيازهاى دانشگاهها، بايسته‏هاى حوزه‏هاى علميه، شناخت دغدغه‏هاى نيروهاى انقلاب و درك شايسته از بايسته‏هاى نظام اسلامى و... باعث گرديده تا حتى بدخواهان نظام نيز از اين همه وسعت و جامعيت و احاطه ايشان بر امور، گاه ناخواسته لب به تمجيد و تجليل بگشايند.
هيچ فرد منصفى نمى‏تواند منكر اين مهم شود كه دستاوردهاى نظام در عرصه‏هايى چون پيشرفت‏هاى هسته‏اى، موشكى، سلول‏هاى بنيادى، توليد داروها و واكسن‏هاى مهاركننده بيمارى‏هايى چون ايدز و برخى سرطان‏ها، ترميم ضايعات نخاعى، دستيابى به فناورى شبيه‏سازى، به راه افتادن نهضت توليد علم و جنبش نرم‏افزارى در حوزه و دانشگاه، دميده‏شدن روحيه اعتماد به نفس در جوانان و جوان‏گرايى و... در گرو دغدغه‏ها و پيگيرى‏هاى مستمر ايشان صورت گرفته است. معظم له در جمع دانشجويان كشور به صراحت فرمودند: اگر بودجه‏بندى كشور در دست من بود، مهم‏ترين چيزى كه من به عنوان اولويت اول به آن نگاه مى‏كردم، همين مسأله پژوهش بود. امروز دنيا به پژوهش به عنوان زيربناى پيشرفت و تعالى يك جامعه نگاه مى‏كند.
از زمان فروپاشى ساختار نظام بين‏الملل بواسطه سقوط و اضمحلال اتحاد جماهير شوروى، منطقه خاورميانه و رخدادهاى جهانى تحولات پرآشوبى را پشت سر گذاشت. در اكثر اين تحولات، ايران، يكى از حلقه‏هاى كليدى آن محسوب مى‏شد. عبور از گردونه‏هاى بسيار سخت تحولات، مرهون تدابير بسيار هوشمندانه نظام جمهورى اسلامى ايران بود. در واقع بحران‏ها و رخدادهاى متوالى كه در طى اين سالها براى جمهورى اسلامى ايران رخ داد، فوق‏العاده قابل توجه و بسيار حساس بود.
اگر فضاى تصميم‏گيرى را در سه دسته الف) سازمان‏يافته و برنامه‏ريزى شده، ب) استراتژيك، ج) بحرانى تقسيم‏بندى كنيم، جمهورى اسلامى همواره در فضاى بحرانى بسر مى‏برد. بنابراين تصميم‏گيرى در چنين شرايطى بسيار حساس و نيازمند تصميم‏گيران آگاه، هوشمند، مدبر و جامع‏نگر و شجاع مى‏باشد.
عبور موفقيت‏آميز از اين بحرانها و تبديل كردن آنها به فرصت‏هاى مغتنم از شاخص‏هاى بارز ديپلماسى جمهورى اسلامى ايران بوده است. كنكاش در خصوص اين مديريت موفقيت‏آميز نشان مى‏دهد كه رهبر معظم انقلاب مهم‏ترين و بيشترين نقش را داشته است.
سبك هدايت و مديريت تحولات‏
با نگاهى به ويژگى‏ها و مختصات واكنش‏هاى رهبر معظم انقلاب نسبت به رويدادها و تحولات منطقه‏اى و بين‏المللى، مى‏توان رمز موفقيت‏هاى جمهورى اسلامى ايران در حوزه خارجى و به ويژه عبور پيروزمندانه از بحرانها را دريافت. در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‏شود:
يكى از ويژگى‏هاى رهبر معظم انقلاب در واكنش به تحولات منطقه‏اى و جهانى، واقع‏گرايى معظم له است. نمونه‏ها و مصاديق مختلفى از تحولات در طى اين دوران رخ داد كه در واكنش به آن، مواضع مختلفى از سوى گروهها و شخصيت‏هاى سياسى مطرح گرديد. اكنون كه فارغ از فضاى پيچيده زمانى آن تحولات شده‏ايم، آشكار شده است كه در صورت عدم تدبير هوشمندانه رهبر فرزانه و اتكا به مواضع برخى از شخصيت‏ها و گروههاى سياسى، معلوم نبود كه چه پيامدهاى منفى متوجه جمهورى اسلامى ايران مى‏گرديد.
دومين ويژگى مهم در مديريت رهبرى معظم انقلاب در حوزه سياست خارجى است. گفته مى‏شود درك تهديد، نقش محورى در نوع واكنش و تصميم دارد و در واقع درك تهديد، متغيرى ميانجى بين حادثه يا رويداد و واكنش نسبت به آن به شمار مى‏آيد.
هر قدر درك و تشخيص رويدادها و روندها واقعى‏تر و هوشمندانه‏تر باشد، واكنش‏هاى اتخاذشده درست‏تر و مثبت خواهد بود. رهنمودها و هشدارهاى به موقع رهبر معظم انقلاب نسبت به تهديدات و روندهاى سياسى، نقش حياتى در عبور موفقيت‏آميز از بحرانها داشته است. اين موضوع در داخل و هم در خارج مصداق دارد. هشدار رهبرى در خصوص شبيخون فرهنگى، افشاى سناريوى يلتسينى كردن ايران (فروپاشى از درون)، افشاى سياست‏هاى پنهان آمريكا در خاورميانه، هشدار نسبت به سناريوى اختلاف‏افكنى بين اقوام و مذاهب ايرانى از يك سو و راه انداختن جنگ شيعى و سنى از سوى ديگر. بر حذر داشتن مسلمانان از طرح اسلام‏هراسى و اسلام‏ستيزى غرب و... نمونه‏هايى از درك سريع و به موقع تهديدات و واكنش مناسب نسبت به آن بوده است.
شاخص ديگرى از مديريت رهبر معظم انقلاب، هدايت ديپلماسى هوشمندانه در عرصه سياست خارجى است. در ديپلماسى هوشمندانه، درك صحيحى از تهديدات و فرصت‏ها و قوت‏ها و ضعف‏ها وجود دارد. در مواجهه با بحرانها و تهديدات، همواره ديدگاههاى مختلفى از سوى جريانات سياسى وجود داشته و اصرار بر اجرايى‏شدن آن ديدگاهها بوده است لكن پس از گذشت سالها، اكنون به‏خوبى مى‏توان ملاحظه كرد آن ديدگاهها تا چه ميزان ضعيف و غير عالمانه و عاقلانه بوده است در حالى كه اگر هدايت‏هاى هوشمندانه مقام رهبرى نبود، خساراتى جدى بر منافع و مصالح كشور وارد مى‏شد. يكى از مهم‏ترين عرصه‏هاى تجلى اين ديپلماسى در موضوع هسته‏اى ايران است. همه متفق القولند كه سكان‏دار اصلى تحولات هسته‏اى ايران چه در بعد فنى و چه در ابعاد سياسى و ديپلماتيك آن، رهبر معظم انقلاب بوده است. در ابتداى بحران هسته‏اى كه جامعه دو قطبى شده و يك طرف بحث واگذارى و تسليم را مطرح و ديگرى مقابله و جنگ را پيشنهاد مى‏داد، رهبر معظم انقلاب مسير عقلانى و هوشمندانه‏اى را اتخاذ كردند كه ايران را از آن فضاى سنگين بين‏المللى خارج ساخت. معظم له با پرهيز از افراطگرى و تفريطگرايى، متناسب با شرايط كه شامل چهار عنصر تهديد، فرصت، قوت و ضعف بوده است، رويكردهاى معقولانه و هوشمندانه‏اى را تجويز كردند.
اكنون ترديدى نيست كه چنانچه مشى و رويكرد و هدايت‏هاى معظم‏له نبود، پرونده هسته‏اى ايران از دو حال خارج نبود، يا كاملاً تسليم محض مى‏شد و يا منهدم مى‏گرديد. اما در حال حاضر، نه تنها تسليم نشديم بلكه مقاومت بى‏نظيرى را برجاى گذاشتيم و به ميزان زيادى خصم را از بعد سياسى و حقوقى و فنى خلع سلاح كرديم و همه اينها مرهون هدايت صحيح و شجاعانه رهبر معظم انقلاب بود.
مقام معظم رهبرى همچون امام راحل، آرمانگرايى و واقع‏بينى را با هم مد نظر قرار مى‏دهد، توانست در عرصه عمل اين دو را با هم تلفيق نمايد. در سالهاى گذشته متأسفانه عده‏اى عرصه اجرايى كشور را برعهده گرفته بودند كه بواسطه ضعف باورها و شدت فشارهاى بيرونى، آرمانها را فداى واقعيات آن هم واقع‏گرايى از نوع رئاليستى محض كردند.
نگاهى به مواضع و رويكردهاى مقام معظم رهبرى نشان مى‏دهد كه اصول‏گراترين شخصيت در اين عرصه بوده و در همين حال تنها مانع انفعال و تحجر در جهت گيرى خارجى مى‏باشد. در واقع رهبر معظم انقلاب همانطور كه خود را وفادار آرمانهاى امام راحل(ره) مى‏دانستند، در عمل نيز مشى اصولى آن عزيز سفر كرده را حفظ كرده و توسعه دادند. موضع قاطعانه رهبر معظم انقلاب نسبت به آمريكا و استكبار جهانى و حمايت قاطع و صريح از ملل مستضعف و به ويژه فلسطين و ضديت پايدار نسبت به رژيم صهيونيستى و اعتقاد به صدور و انتقال ارزش‏هاى اسلامى همچنان يادآور مواضع حكيمانه امام راحل(ره) است.
در واقع همانطور كه معظم له به همه آحاد مردم و گروههاى سياسى توصيه كردند كه مرزهاى عقيدتى و ايدئولوژيك بايد حفظ شود، خود در عرصه داخلى و خارجى به تمام و كمال رعايت كردند.
فرهنگ‏سازى‏ها
از ديگر ابتكارات تأثيرگذار ايشان، نامگذارى سال‏ها به عناوينى همچون سال پيامبر اعظم(ص)، رفتار علوى، حماسه حسينى، سال امام خمينى، پاسخگويى مسؤولان، انضباط اجتماعى، خدمتگزارى به مردم، عدالتخواهى، اتحاد ملى و انسجام اسلامى، تلاش مضاعف و همت مضاعف و جهاد اقتصادى است، نامگذارى‏هايى كه در واقع يك نوع فرهنگ‏سازى در جامعه اسلامى بوده است.
بازگشت اصولگرايان به صحنه قدرت كه با تدابير ويژه و فرهنگ‏سازى‏هاى مستمر ايشان در قالب گفتمان عدالتخواهى و اصلاحات يعنى مبارزه با فقر، فساد و تبعيض صورت پذيرفت، از ديگر تدابير سرنوشت‏ساز ايشان است كه پرداختن به آن مجال واسع‏ترى را طلب مى‏نمايد.
آينده‏نگرى و پيگيرى‏هاى مستمر و مستدام ايشان باعث گرديد مسؤولان نظام، سندى به عنوان سند 20 ساله را تدوين نمايند كه بر اساس آن، نظام اسلامى در سال 1404 هجرى خورشيدى بايد در زمينه علمى، فناورى و اقتصادى به قدرت اول آسياى جنوب غربى (خاورميانه، آسياى ميانه و قفقاز) تبديل گردد.
از ديگر ابتكارات ايشان، احياى اصل 44 قانون اساسى است كه كارشناسان از آن به عنوان يك انقلاب و جهش اقتصادى نام مى‏برند. با اجراى اصل 44، از تصدى‏گرى دولت در مناصب اقتصادى كاسته شده و بخش خصوصى و تعاونى‏ها، چرخه توليد و تجارت كشور را به حركت در خواهند آورد. تزريق اميد به اركان دولت و مردم در سخت‏ترين و بحرانى‏ترين شرايط، از ديگر هنرهاى ناب رهبرى ايشان در طول بيست و سه سال گذشته بوده است، به گونه‏اى كه در بحرانى‏ترين شرايط فرموده‏اند: من خود را غرق در عنايات و نعمات خداوند متعال مى‏دانم. اگر هر مدير و مسؤولى صرفاً كار خود را خوب انجام دهد، ديگر هيچ نگرانى و دلهره‏اى ندارم.
اين مهم را بايد بدانيم كه اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهايى دفاع مقدس، براى حفظ موجوديت و بقاى خود مى‏جنگيديم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمريكا و متحدانش كه در گذشته‏اى نه چندان دور با تفرعن از تغيير جغرافياى سياسى در جهان اسلام و تشكيل خاورميانه جديد مى‏گفتند، اينك از ظهور و تولد خاورميانه جديد با محوريت ايران اسلامى سخن مى‏گويند و ايرانى كه زمانى بانك مركزى تروريسم و محور شرارت نام گرفته بود، اينك به محور اميد و رهايى آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطين و منطقه خاورميانه تبديل شده است.
دوستداران، شيفتگان و ياران وفادار حضرت امام خمينى(ره) و حضرت آيت الله العظمي خامنه‏اى (حفظه الله تعالى) مى‏بايد بدانند و نيك هم مى‏دانند كه اين دو گوهر ناب، يك حقيقت با دو تجلى هستند كه وظيفه همه ما، درك و معرفى شايسته و بايسته اين حقيقت ماندگار و الهى به جامعه اسلامى و بشريت تشنه امروز و فردا است.
1- واكنش واقع‏گرايانه‏ 2- تشخيص به موقع رويدادها و روندهاى سياسى‏ 3- هدايت ديپلماسى هوشمندانه‏ 4- تركيب آرمانگرايى و واقع‏گرايى‏ 5- اصول‏گرايى‏