دلهایتان را پذیرای حقیقت امام حسین(ع) کنید... .

گفتاری خواندنی از خطیب توانا،حجت الاسلام نقویان در باره آمادگی برای محرم

سرویس فرهنگی«فردا»: آنچه می خوانید سخنانی از دانشمند فرزانه حجت الاسلام والمسلمین نقویان است که در محفلی معنوی بیان شده و در آن با ظرافت و بیانی دلپذیر به شرح مقدمات و مقومات امادگی قلبی برای ورود به دهه عزای سید الشهداء(ع) شرح داده شده است.بدون هیچ توضیح اضافه ای متن کامل این سخنان از نظرتان می گذرد:

"محرم یک آمادگی می‌خواهد . نقاش‌ها را دیده‌اید وقتی می‌خواهند یک رنگ زیبای متالیک به یک ماشین بپاشند، زیرش را آماده می‌کنند، زیرسازی می‌کنند، ما هم باید دلهایمان را زیر سازی و بتونه‌کاری کنیم تا حسین(ع) نقش زیبایی به دلهایمان بزند، تامحرم رنگ خوبی به ما بدهد.

صبغه الله، خدا خودش نقاش است، می‌گوید من همه را رنگ ‌‌‌می‌‌کنم منتها شما باید دل‌هایتان را آماده کنید، اگر دیوارها بتونه شده باشد آنوقت با یک رنگ مختصر یا حتی با پاشیدن گرد رنگ، به خوبی رنگ می‌شود. اگر زیر ساختش خوب نباشد و به خوبی زیرسازی نشده باشد با سه دور رنگ کردن هم دست آخر فرو می‌ریزد.

ما در دینمان مفهو‌‌‌می‌‌به نام "استعداد" داریم، استعداد یعنی آمادگی پذیرش. بعضی سؤال می‌کنند ما استعداد نداریم چه باید بکنیم؟! جواب ساده است، باید به دنبال کسب آن باشید؛ چطور شما وقتی به وسیله‌ای احتیاج دارید، کیفی، کفشی، لباسی… آن را می‌خرید، برای به دست آوردن آن تلاش می‌کنید؟ استعداد هم همین طور است باید در عالم بگردیم و آنچه را که نداریم بدست بیاوریم. من تعجب می‌کنم وقتی صحبت از اختراع می‌شود همه به دنبال کشف برق وتلفن ودوربین و… می‌روند، اما هیچ کس نمی‌گوید من یک "انسان" کشف کردم.

استعداد درک پیام‌های عاشورا

دی  شیخ با چراغ همی‌‌گشت گرد شهر   کز دیو   و دَد   ملولم و انسانم  آرزوست

بگویید به دنبال کشف انسانم، دنبال آدم می‌گردم. ‌‌‌می‌‌دانید مفهوم "دی" چیست؟ مفهوم دی دیشب نیست(دیشب را سابقاً دوش می‌گفتند)، بلکه به مفهوم دیروز است. شیخ در روز روشن چراغ به‌دست گرفته بود و در شهر می‌گشت. به او گفتند در روز روشن چراغ به دست گرفته‌ای ودنبال چه می‌گردی؟ روشنایی خورشید کافی نیست که با چراغ ‌‌‌می‌‌خواهی اطراف را روشن کنی؟ پاسخ داد: بدنبال آدم می‌گردم، می‌خواهم انسان اختراع کنم، انسان کشف کنم.

و حسین کاشف انسان است؛ کاشف انسانیّت است. منتهی این کشف برای کسی ارزش دارد که استعداد آن را داشته باشد، در دلش زیرسازی شده باشد و آماده‌ی دریافت حقیقت حسین(ع) باشد. اگر کسی دلش را مهیای حقیقت حسین کرده باشد، آنوقت است که حسین با او حرف می‌زند. امیرالمؤمنین(ع) ‌‌‌می‌‌فرمایند : قرآن ساکت با هیچ‌کس حرف نمی‌زند اگر مردید قرآن را به نطق در بیاورید، "فَسْتَنطِقوا" با شما حرف می‌زند.

این دستگاه‌های MP3player را در نظر بگیرید وقتی من بلد نباشم با آن کار کنم ممکن است هر هشت دکمه‌ی آن را هم فشار دهم اما دست آخرهم هیچ صدایی از آن خارج نشود! اما کسی که کار با آن را بلد است، دو سه کلید را بطور صحیح فشار می‌دهد و می‌بینید ۶۰ ساعت با شما حرف می‌زند. قضیه‌ی فهم عاشورا هم همین است، شما می‌بینید عاشورا برای خیلی‌ها ساکت است، حرفی برای گفتن ندارد، اما برای برخی دیگر شور، نشاط، زیبایی، هیجان، پویایی و بالندگی ایجاد ‌‌‌می‌‌کند. ما از هندوهای گاو پرست که کمتر نیستیم، گاندی می‌گفت من مبارزه‌ی با دشمنان و استعمارگران را از حسین آموختم. ما حداقل به اندازه‌ی ‌‌‌‌‌آن‌ها به حسین بزرگ(ع) عشق بورزیم. معنای عشق‌ورزیدن این نیست که ما فقط برویم و سینه بزنیم(البته سینه زنی هم در جای خود خوب و ارزشمند است) اما، این مسأله را باید به خاطر داشته باشیم که ابتدا باید دلهایمان را آماده کنیم. یادمان باشد که اباعبدالله‌الحسین(ع) به اباالفضل(ع) می‌گفت«بنفسی أنت» جان من به فدای تو. کسی که حاضر نباشد به برادر خودش بگوید جانم به فدای تو، از حسین درس نگرفته و حسین با او حرفی برای گفتن ندارد. به امید روزی که آماده شویم و استعداد درک پیام‌های بزرگ عاشورا را کسب کنیم.

الگو گرفتن از شخصیت‌های عاشورا

همه‌ی سوژه‌ها، کارکترها و شخصیت‌های عاشورا برای ما الگو هستند. وقتی به واقعه‌ی عاشورا نگاه می‌کنید می‌بینید برای همه‌ی سنین و اقشار درعاشورا الگو وجود دارد؛ برای نوجو‌‌ان‌‌ها، جو‌‌‌ان‌ها، بزرگترها، برای خانم‌ها، حتی برای آدم‌های لوکس هم در کربلا الگو وجود دارد. حُرّ یکی از همان شخصیت‌های لوکس و با پرستیژ کربلاست که به یکباره همه چیز را فدای امام ‌‌‌می‌‌کند. این‌طور نیست که بگویید یک عده آدم از اینجا رانده، از آنجا مانده از همان ابتدا با سپاه امام همراه شدند و راهی هم جز این همراهی برایشان نمانده بود، نه این طور نیست. ما در وقایع عاشورا آدم‌های نان به نرخ روز خور و بوقلمون صفت هم داریم ؛کسانی که هر روز به یک رنگند و در میان وسوسه‌ها به دنبال بهانه برای نیامدن و همراهی نکردن می‌گردند.

شکرگزاری امام‌حسین(ع)‌‌

این چهره سراسر زیبایی و شکوه و عظمت است. دیده‌اید به پایان زیارت عاشورا که می‌رسیم می‌خوانیم «اللّهم لَک الحمدُ حمد الشاکرینَ لک...» خدایا تو را سپاس، سپاس کسی که دارد از تو تشکر می‌کند،چرا؟ «عَلی مُصابِهم» به سبب این مصیبت بزرگ! بله به‌قدری این چهره‌ها زیباست که این مصیبت شکر دارد. شما گاهی آلبوم زندگی‌تان را ورق می‌زنید و با افتخار از پدر و مادر و اجدادتان تعریف می‌کنید که، بله آقا این عکس پدر من است ببینید چه عظمتی و شکوهی داشت، چه شخصیت بزرگی بود. پس ما به این پدر افتخار می‌کنیم. او با رضا شاه در افتاد، به دارش زدند ولی هیچ‌وقت با او نتوانست در یک مجلس بنشیند. همه می‌گفتند زنده‌باد رضا شاه. یک نفر آدم یک‌لا‌قبا بلند شد گفت: مرده باد رضا شاه زنده‌ باد خودم؛ و این شخص مرحوم آیت الله مدرس بود؛ و ما به وجود چنین شخصیّت بزرگی در عالم افتخار می‌کنیم. همگی ما از آدم‌های نترس خوشمان می‌آید. مردم چشم و دل گرسنه‌اند، اما از آدم‌های چشم و دل سیر خوششان می‌آید. مولانا می‌گوید:

من تاج نمی‌خواهم، من تخت نمی‌خواهم /     در خدمتت افتاده بر روی زمین می‌خواهم

به‌خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین/ نه بدین کیسه‌ی پر زر، نه بدان کاسه‌ی زرین

انسان‌ها از این دست آدم‌ها خوششان می‌آید. امام‌ حسین(ع) یک چنین شخصیتی بود. برای انسان‌‌‌‌‌‌هایی که بلند پروازی دارند، امام‌حسین(ع) خیلی بلند پرواز بود. خوشا به حال ‌‌‌‌‌آن‌هایی که از این حسین(ع)‌‌، از این اباالفضل(ع)‌‌، از این حرّ، از آن قاسم درس زندگی بگیرد... ."

اينفوگرافي/ مسير حركت تاریخی امام حسين(ع)


-----------------------------------------------------------------------
منبع: سایت http://www.598.ir/fa/news/92671/598

امام زمان(عج)، جدّش سیّد الشهداء(ع) را چگونه توصیف می‌کند؟

                          امام زمان(عج)، جدش سیّد الشهداء(ع) را چگونه توصیف می‌کند؟

خبرگزاری فارس: حضرت مهدی(عج)، امام حسین(ع) را این‏گونه توصیف فرموده است: «تو ای حسین! برای رسول خدا(ص) فرزند و برای قرآن، سند و برای امت، بازویی بودی، در طاعت خدا تلاش گر و نسبت به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودی...».

خبرگزاری فارس: امام زمان(عج) جدش سیدالشهداء(ع) را چگونه توصیف می‌کند

به گزارش خبرنگار «تکیه خبر» خبرگزاری فارس، سال‌های زیادی از حماسه خونین عاشورا می‌گذرد و چشمان منتظران به لحظه‌ای دوخته شده است که منتقم خون حسین(ع) ظهور کند تا شیعه بتواند پس‌از گذشت قرن‌ها انتقام عاشورا را از یزدیان زمان بگیرد.

جشمان منتظری که بی‌صبرانه در انتظار لحظه‌ای است که پرچم بر زمین مانده امام حسین(ع) توسط اباصالح‌المهدی(عج) به اهتراز درآید تا داغ‏های کهنه‏ التیام یابد تا آرمان‏های بلند جدش را تحقق بخشد، در ادامه به چند روایات پیرامون امام حسین(ع) و امام مهدی(عج) اشاره می‌شود:

*هنگامی که امام حسین(ع) از مهدی موعود(عج) می‌گوید

-امام باقر(ع) می‏فرماید: حارث اعور به امام حسین(ع) عرض کرد: ای زاده رسول خدا! فدایت شوم، مرا از معنای آیه شریفه «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا» مطلع ساز، حضرت(ع) فرمود: مراد از خورشید، رسول الله(ص) است.

پرسید: فدایت شوم! منظور از آیه شریفه «وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا» چیست؟

فرمود: منظور از ماه، امیرالمؤمنین(ع) است که بعد از پیامبر(ص) است.

گفت: مقصود از آیه شریفه «وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا» چیست؟

فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد(عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند. (تفسیر فرات کوفی، صفحه 212)

*بشارتی که پیامبر(ص) به امام حسین(ع) داد

-امام حسین(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در بشارتی به من فرمود: ای حسین! تو سید پسر و پدر ساداتی و  9 فرزند از تو، امامان ابرار و امین و معصوم ‏اند و نهمین آنان مهدی قائم(عج) است، تو امام پسر امام و پدر ائمه هستی و نه فرزند از پشت تو ائمه(ع) ابرار هستند و نهمین آنان، مهدی است که دنیا را در آخر الزمان، پر از عدل و قسط می‏ کند...» (کفایة الاثر، صفحه 167)

*لقبی که امام حسین(ع) به ولی‌عصر(عج) داد

عیسی الخشاب می‏ گوید: از محضر امام حسین(ع) سؤال کردند: آیا شما صاحب این امر هستید؟

فرمود: «نه من نیستم، بلکه صاحب این امر کسی است که از میان مردم کناره‏ گیری می‏کند و خون پدرش بر زمین می‏ ماند و کنیه او کنیه عمویش خواهد بود. آن‏گاه شمشیر بر می‏دارد و هشت ماه تمام شمشیر بر زمین نمی ‏گذارد». (کمال‌الدین، جلد 1، صفحه 318)

*امام زمان(عج) جدش حسین(ع) را چگونه توصیف می‌کند

-حضرت مهدی(عج)، امام حسین(ع) را این‏گونه توصیف فرموده است: تو ای حسین! برای رسول خدا(ص) فرزند و برای قرآن، سند و برای امت، بازویی بودی، در طاعت خدا تلاش گر و نسبت به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودی، از راه فاسقان سر بر می‏تافتی، آه می‏ کشیدی؛ آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده است. رکوع و سجود تو طولانی بود، زاهد و پارسای دنیا بودی؛ زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت بر کشیده است و با دیده وحشت زده به آ‌ن نگاه می‏ کردی». (بحارالانوار، جلد 101، صفحه 239، حکمت 38)

--------------------------------------------------------------------------

شیعیان؛ دیگر هوای کربلا دارد حسین[علیه السلام]

به پیشواز محرم، ماه خون و قیام و شهادت می رویم:



شعر زيبايي از استاد شهريار(ره) تقدیم به ساحت مقدس حضرت امام حسين(علیه السلام):

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین[ع]

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین[ع]

از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم


مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین[ع]

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم!


بیش از این ها٬ حرمت کوی منا دارد حسین[ع]...

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب


کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین[ع]

رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند


تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین[ع]

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب


ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین[ع]؟

سروران٬ پروانگان شمع رخسارش٬ ولی


چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین[ع]

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق


می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین[ع]

او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی


خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین[ع]

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا


با کدامین سر کند؟ مشکل دو تا دارد حسین[ع]

سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست


هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند


عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین[ع]

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت[ع]


داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین[ع]

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای


گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین[ع]

دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز


با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین[ع]

شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای


جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد، حسین[ع]

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم «شهریار»


کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین[ع]

-----------------------------------------------------------------------------

خبرگزاری بیداری اسلامی آغاز بکار کرد

خبرگزاری بیداری اسلامی آغاز بکار کرد

خبرگزاری بیداری اسلامی(تسنیم) عصر دوشنبه با حضور ˈسید محمد حسینیˈ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز بکار کرد.

به گزارش ایرنا، در مراسم افتتاح خبرگزاری بیداری اسلامی که در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد، ˈعلی اکبر ولایتیˈ مشاور رهبر معظم انقلاب اسلامی در امور بین الملل و جمعی از مسوولان فرهنگی و هنری و رسانه ای کشور و میهمانان خارجی حضور داشتند.
 
خبرگزاری ˈتسنیمˈ اکنون نخستین و تنها خبرگزاری با موضوع بیداری اسلامی در کشور است که علاوه بر راه اندازی دفاتر در همه استان ها، در 12 کشور نیز به فعالیت می پردازد.
 
ˈمجید قلی زادهˈ مدیر عامل خبرگزاری تازه تأسیس بیداری اسلامی، در باره این خبرگزاری و اهداف آن پیشتر گفته بود که پس از وقوع اتفاقات بزرگ و تاریخ ‌ساز در کشورهای منطقه و بخصوص کشورهایی مانند مصر، لیبی، بحرین، عربستان، اردن، یمن و ... که بنا به فرموده مقام معظم رهبری، دنیا را در یک پیچ بزرگ تاریخی قرار داده است، ضرورت حضور یک رسانه با کار ویژه بیداری اسلامی، در عرصه بین‌الملل به وضوح حس می‌شد.
 
اين خبرگزاري به آدرس http://tasnimnews.com قابل دسترس است.

مباهله؛ سند عظمت اهل بیت(ع)

روز بیست و چهارم ذی‌الحجه روزی است که رسول خدا(ص) با مسیحیان نجران، که حرف‌های او را باور نداشتند، مباهله کرد.
به گزارش "ایسنا"، مباهله در اصل از «بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است. اما مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است. کیفیت مباهله به این گونه است که افرادی که در باره مساله مذهبی مهمی گفت‌ و گو دارند در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع کنند و از او بخواهند که دروغ‌گو را رسوا سازد و مجازات کند.

شرح مختصر واقعه مباهله
مباهله پیامبر با مسیحیان نجران، در روز بیست و چهارم ذی الحجّه سال دهم هجری اتفاق افتاد. پیامبر "صلی الله علیه و آله" طی نامه‌ای ساکنان مسیحی نجران را به آیین اسلام دعوت کرد. مردم نجران که حاضر به پذیرفتن اسلام نبودند نمایندگان خود را به مدینه فرستادند و پیامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت کرد. وقتی هیات نمایندگان نجران، وارستگی پیامبر را مشاهده کردند، از مباهله خودداری کردند. ایشان خواستند تا پیامبر اجازه دهد تحت حکومت اسلامی در آیین خود باقی بمانند.

نامه حضرت محمّد "صلی الله علیه و آله" به اسقف نجران
مشروح نامه پیامبر(ص) به اسقف نجران چنین بود: «به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب. این نامه‌ایست از محمد، پیامبر خدا، به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را ستایش می‌کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا می‌خوانم. شما را دعوت می‌کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند درآیید و اگر دعوت مرا نپذیرفتید باید به حکومت اسلامی مالیات(جزیه) بپردازید تا در برابر این مبلغ، از جان و مال شما دفاع کند و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می‌شود».

عکس‌العمل نجرانی‌ها
نمایندگان پیامبر که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها از پیشوایان خود شنیده‌ایم که روزی منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست که محمد که از اولاد اسماعیل است همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیات نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد صلی الله علیه و آله تماس گرفته، دلایل نبوت او را بررسی کنند.

گفت‌وگوی پیامبر "صلی الله علیه و آله" با هیات نجرانی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مذاکره‌ای که با هیات نجرانی در مدینه به انجام رسانید آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کرد. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می‌دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت: «به درستی که مَثَل عیسی نزد خداوند مانند آدم است که خدا او را از خاک آفرید». در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی علیه السلام و حضرت آدم علیه السلام ، یادآوری می‌کند که آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که دارای پدر و مادری باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر گواه این باشد که مسیح فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته‌تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن این دلیل، آنان قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغ گو رسوا شود.

مباهله، آخرین حربه
خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی علیه السلام می‌پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می‌کند و از آنان می‌خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراین پیامبر، در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت. خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می‌فرماید: «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو "فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ". بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏ خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.( سوره آل عمران، آیه 61)

دیدگاه بزرگان نجران در باره مباهله
در روایات اسلامی آمده است که چون موضوع مباهله مطرح شد، نمایندگان مسیحی نجران از پیامبر مهلت خواستند تا در این کار بیندیشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتیجه مشاوره آنان که از ملاحظه‌ای روان شناسانه سرچشمه می‌گرفت این بود که به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده کردید محمد با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید؛ زیرا در آن صورت حقیقتی در کار او نیست که متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسیار محدودی از نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خداست و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

در میعادگاه چه گذشت؟
طبق توافق قبلی، پیامبر صلی الله علیه و آله و نمایندگان نجران برای مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمایندگان نجران دیدند که پیامبر فرزندش حسین علیه السلام را در آغوش دارد، دست حسن علیه السلام را در دست گرفته و علی و زهرا علیهماالسلام همراه اویند و به آنها سفارش می‌کند هرگاه من دعا کردم شما آمین بگویید. مسیحیان، هنگامی که این صحنه را مشاهد کردند، سخت به وحشت افتادند و از این که پیامبر، عزیزترین و نزدیک‌ترین کسانِ خود را به میدان مباهله آورده بود، دریافتند که او نسبت به ادعای خود ایمان راسخ دارد؛ زیرا در غیر این صورت، عزیزان خود را در معرض خطر آسمانی و الهی قرار نمی‌داد. بنابراین از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر به مصالحه شدند.

سخنان ابو حارثه درباره مصالحه
هنگامی که هیات نجرانی پیامبر را در اجرای مباهله مصمّم دیدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه که بزرگ‌ترین و داناترین آنان و اسقف اعظم نجران بود، گفت: «اگر محمد بر حق نمی‌بود چنین بر مباهله جرات نمی‌کرد. اگر با ما مباهله کند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد یک نصرانی بر روی زمین باقی نخواهد ماند». و به روایت دیگر گفت: «من چهره‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا درخواست کنند که کوه‌ها را از جای خود بکند، هر آینه خواهد کَند. پس مباهله نکنید که در آن صورت هلاک می‌شوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند».

سرانجام مباهله
ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم». پس حضرت با ایشان مصالحه نمود که هرسال دوهزار حُلّه بدهند که قیمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان که اگر جنگی روی دهد، سی زره و سی نیزه و سی اسب به عاریه بدهند.

مباهله، اثبات صدق دعوت پیامبر(ص)
مباهله پیامبر با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. اوّلاً، محض پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این ره نمی‌نهد. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغ‌گو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبر کسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه‌های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر به درستی دعوتش می‌باشد که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده‌اش را در معرض خطر قرار می‌دهد.

مباهله، سند عظمت اهل بیت(ع)
مفسران و محدثان شیعه و اهل تسنّن تصریح کرده‌اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده است و پیامبر تنها کسانی را که همراه خود به میعادگاه برد فرزندانش حسن و حسین و دخترش فاطمه و دامادش علی علیهم السلام بودند. بنابراین منظور از «اَبْنائَنا» در آیه منحصرا حسن و حسین علیهما السلام هستند، همان طور که منظور از «نِساءَنا» فاطمه علیها السلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علی علیه السلام بوده است. این آیه هم چنین به این نکته لطیف اشاره دارد که علی علیه السلام در منزلت جان و نفس پیامبر است.

دو روایت در شأن اهل بیت
در کتاب عیون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود، چنین آمده است: امام علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: «خداوند پاکان بندگان خود را در آیه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول این آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را با خود به مباهله برد. این مزیّتی است که هیچ کس در آن بر اهل بیت پیشی نگرفته و فضیلتی است که هیچ انسانی به آن نرسیده و شرفی است که قبل از آن، هیچ کس از آن برخوردار نبوده است».
در کتاب غایة المرام به نقل از صحیح مسلم آمده است: روزی معاویه به سعد بن ابی وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمی‌گویی؟ گفت: از آن وقت که به یاد سه چیز افتادم که پیامبر "صلی الله علیه و آله" درباره علی فرمود، از این کار صرف نظر کردم. یکی آن بود که وقتی آیه مباهله نازل شد پیغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسین و علی دعوت کرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا، اینها خاصّان منند»...

نزول "آیه تطهیر..." در روز مباهله
روزی که پیامبر خدا "صلی الله علیه و آله" قصد مباهله کرد، قبل از آن عبا بر دوش مبارک انداخت و حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در زیر عبای مبارک جمع کرد و گفت: «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص‌ترینِ خلق به او بوده‌اند. خداوندا، اینها اهل بیت منند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک کن.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را در شأن ایشان فرود آورد: «همانا خداوند اراده فرمود از شما اهل بیت پلیدی را برطرف فرماید و شما را پاکِ پاک کند.
----------------------------------------------------------------------------------------

پیام به كنگره بزرگداشت مقام علمی مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی(ره)

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به كنگره‌ی «فقیه آگاه» كه به مناسبت بزرگ داشت مقام علمی حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی در مركز فقهی ائمه اطهار‌(ع) برگزار شد، از ایشان به عنوان برجسته ترین مراجع تشیع در نیم قرن اخیر یاد كردند. 

پیام رهبر معظم انقلاب به كنگره بزرگداشت مقام علمی آیت‌الله گلپایگانی

«حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای» رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به كنگره‌ی «فقیه آگاه» كه به مناسبت بزرگداشت مقام علمی حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی در مركز فقهی ائمه اطهار‌(ع) برگزار شد، از ایشان به عنوان برجسته ترین مراجع تشیع در نیم قرن اخیر یاد كردند.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
 
مرحوم آیت‌الله العظمی آقای گلپایگانی در شمار برجسته‌ترین مراجع تشیع در نیم قرن اخیرند، دوران مرجعیت طولانی 32 ساله‌ی ایشان مشحون از فعالیت‌ها و اقداماتی است كه از یك مرجع ذی‌نفوذ و عظیم‌الشأن مورد انتظار است.

احداث مدارس و مساجد و بیمارستان و نمایندگی در خارج از كشور و ورود در عرصه‌ی نوآوری‌های خدماتی از قبیل كارهای رایانه‌ای و ساختن مدرَس مخصوص تدریس از جمله مجموعه كارهای برجسته آن مرحوم است.

به جز علم و تقوا كه شرط اصلی مرجعیت شیعه است، آن بزرگوار از خصلت‌ها و خصوصیات برجسته‌ای برخوردار بود كه بارزترین آن صلابت در امر دین و ایستادگی بر سر مواضعی است كه بر اساس تشخیص دین اتخاذ می‌نمودند.

رحمت خدا بر این عالم بزرگوار و جزاه الله عن العلم و اهله خیر الجزاء.

سید علی خامنه‌ای

«فتحعلی واشقانی فراهانی» استاد خوشنویسی ایران در گذشت.

«فتحعلی واشقانی فراهانی» استاد خوشنویسی ایران، جمعه شب در سن 82 سالگی  در گذشت. 

استاد خوشنویسی ایران درگذشت

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ «فتحعلی واشقانی» در سال 1309 در قریه واشقان از توابع فراهان اراک در خانواده‌ای کشاورز چشم به جهان گشود.

او در مکتب خانه علاوه بر فرا گیری قرآن کریم و آموزه های دینی و اخلاقی آن روز به تمرین خوشنویسی پرداخت. استاد نخستین سرمشق را بر لوح چوبین با عبارت «اول کارها به نام خدا» تعلیم کرد. سپس در سال 1337 نزد شادروان استاد حسین میر خانی در کلاس های آزاد خوشنویسی به فراگیری خط نستعلیق مشغول شد.
واشقانی در سال 1345 به عنوان مدرس خط نستعلیق در کلاس های انجمن خوشنویسان به تعلیم هنر پرداخت و در سال 1358 به مقام استادی  خوشنویسی دست یافت و پس از انقلاب اسلامی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به کسب درجه یک هنری نایل شد.

«واشقانی» ضمن برگزاری  کلاس های آموزشی به تاسیس انجمن‌های خوشنویسان در شهرهای مختلف کشور(استان مرکزی) اراک، تفرش، آشتیان، ساوه، مامونیه، دلیجان، محلات، خمین، شازند، کمیجان،(استان فارس) لار و...اهتمام ورزید.

استاد در سال 1371 به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران جهت اشاعه هنر خوشنویسی به کشور یمن رفت و سال 1375 نیز به همین منظور به کشور جمهوری آذربایجان سفر کرد.

صلابت در عین سادگی ، و استواری در عین ظرافت از ویژگی های ممتاز خط استاد است. برپایی نمایشگاه های داخل و خارج از کشور و تربیت خوشنویسان بی‌شمار در طول سال های متمادی از دیگر فعالیت‌های این استاد خوشنویس است.

از مجموعه آثار ارزشمند ایشان می‌توان به کتاب های مانایی چون کلک مشکین 1و 2 ، آیت مهر، چشمه خورشید، ترجمه کامل قرآن مجید،جلی قلم، دیوان حافظ شیرازی و مشق مشکین اشاره کرد. خانه صنایع دستی و نگارخانه مهمی در شهر اراک به نام استاد «فتحعلی واشقانی فراهانی» نام گذاری شده است.

مراسم تشییع پیکر پاک استاد ساعت 9 صبح دوشنبه از مقابل انجمن خوشنویسان ایران برگزار می‌شود. رحمت و رضوان الهی بر روان او باد.

-------------------------------------------------------------------------------------

 http://www.markazinews.ir/1391/08/16243  :اطلاعات بیشتر


غدیر، روزی که اشک و لبخند عجین می‌شود... .

از روز غدیرخمّ، به عنوان عید الله الاکبر یاد کردند؛ بدان جهت که در این روز نه تنها حضرت علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر(ص) تعیین می شود، بلکه حضرت محمد(ص) اسامی جانشینان پس از خویش را که همگی از نسل حضرت زهرا(س) و علی(ع) بودند را معرفی کرده و مژده ظهور حضرت مهدی(عج) را در آخر الزمان می دهند.

به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) به نقل از مهر، بدون شک واقعه غدیر نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. واقعه ای که طی آن پیامبر اسلام(ص) مهمترین ماموریت خود را به انجام رساند. ماموریتی که انجام آن مساوی بود با تبلیغ رسالت، و کوتاهی از آن به منزله از بین رفتن زحمات چندین ساله پیامبر اکرم(ص) وبی نتیجه ماندن فداکاریهای مسلمانان صدر اسلام بود.

ماموریتی که در آن پیامبر اکرم(ص) به طور رسمی نه تنها جانشین خود که جانشینان پس از خویش را یک به یک به نام از امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و 9 امام دیگر که از نسل اباعبدالله الحسین(ع) بودند را معرفی کردند. اما جاه طلبی و کینه های جاهلانه عده ای از اطرافیان پیامبر باعث شد که به وصیت ایشان در آنچه که خداوند برای امت اسلام تعیین فرموده بود، گردن ننهند و با شوراگری پس از رحلت پیامبر(ص) مسیر انحراف اسلام و مسلمین را پایه گذاری کنند.

در آیه سوم سوره مائده خداوند می فرماید: «الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»؛ «امروز آیین شما را برای شما به کمال رساندم ونعمت خود را بر شما تمام کردم واسلام را برای شما پسندیدم وبرگزیدم» همچنین در آ یه 67 سوره مایده نیز می‌فرماید«یا ایّها الرسول بلّغ  ما انزل الیک من ربّک وان لم تفعل  فما بلّغت رسالته والله یعصمک من الناس »«هان ای پیامبر! آنچه  را که از سوی پروردگارت به تونازل شده است، تبلیغ کن واگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام  نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید »

چون رسول خدا(ص) درغدیر خمّ، مردم را فرا خواند وآنان جمع شدند، پیامبر دست علی(ع) را گرفت و چنین فرمود: «هرکس من مولای اویم، این علی مولای اوست.»

همه مفسران متفق القول هستند که این آیه در باره فضیلت علی ابن ابی طالب(ع) نازل شده است و چون  این آیه نازل شد،
پیامبر دست علی(ع) را گرفت و فرمود:«هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست. خدایا! هر که او را دوست می دارد، دوست بدار و هر که او را دشمن می دارد، دشمن شمار»

در این هنگام عمر، علی(ع) را ملاقات کرد و به او گفت: ای پسر ابوطالب فرخنده و گوارایت باد که مولای من و مولای همه مردان و زنان مومن شدی. پیامبر فرمودند: خداوند مرا به انجام و ابلاغ پیامی مامور فرموده که انجام آن بر من بسیار دشوار است، زیرا می دانم  در مورد آن، مردم گفته ام را تکذیب می کنند. خداوند مرا بیم داد که یا باید آن را تبلیغ کنم یا آماده عذاب باشم و این آیه را نازل فرمود که: «هان! ای پیامبر! آنچه که از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، تبلیغ کن...».

روز 13 آبان، روز تسخیر لانه جاسوسی و روز دانش آموز مبارک باد